هر چقدر هم با جامعۀ غرض خویش آشنا باشید، کاراییهای شما در راستای بازاریابی محتوا مدام مکان بهبود داراهستند. برخی از محتوای تولیدی شما که میپندارید بسیار دوست داستنی خواهند بود، پس از برهه زمانی کوتاهی معدود مداقه میشوند، برخی از محتواهای بیالتفات چنان رشدی مینمایند که هیچ آموزش سئو مشهد زمان انتظارش را نداشتید. این اتفاقات، درسهای مهمی برای اسکنرایترها میباشند و برای یادگیری این دروس، آغاز بایستی خاطر بگیرید که چه طور اتفاقات را فهم نمایید.
مهمترین نصیب قصه این میباشد که فعالیت شما تحت عنوان یک نسخه برداریرایتر وقتی مشقت بار میشود که مدیران شما بشرهای شکاکی باشند. خب، ساخت و ساز محتوا فعالیت جالبی میباشد، ولی کلی شغل می برد و در غایت مدیرانتان از شما میپرسند: "به ازای سرمایهای که روی ساخت و ساز محتوا نهادهایم، دقیقاً چقدر درآمد خواهیم داشت؟"
یک کدام از بخشهای حیاتی فعالیت شما این میباشد که توفیقها و ناکامیها را دنبال نمایید، توضیح دهید که بازاریابی محتوایی چه گونه به سازمانتان یاری مینماید که به اهدافش رسد و در غایت، قدرتمند باشید حاصل توفیقآمیز عمل خویش را به خیر به عده ای که پای فیشِ حقوق و دستمزدتان را امضا مینمایند، علامت دهید.
چه مواقعی را می بایست تجزیه و محاسبه کنیم؟
اولی نکتهای که بایستی به آن اشاره کنیم، به عبارتی روایت فیل در باطن اتاق بدون نور میباشد که هر فردی برداشت خودش را از آن دارااست.
اعداد و ارقام، به عبارتیقدر که آرمدهندۀ واقعیات میباشند، می توانند برای لاف بیان کردن هم به کار گیری شوند. اعداد، اعداد میباشند، خیر چیزی بیشتر و خیر چیزی کمتر! این اعداد صحیح مثل رنگهایی می باشند که برای کشیدن یک نگارگری به شغل میروند؛ در اختیار گرفتن شغل در مشت نقاش میباشد و اوست که میتواند تصمیم بگیرد چه چیزی در نگارگری وی باشد و چه چیزی نباشد.
برای پرنورخیس شدن قضیه، مثالی میزنیم. یک گردهمایی هر ساله را فکر کنید که در آن بازاریابانِ کمپانی سرگرم گزارش دهی میباشند؛ و بازاریاب محتوا (که جدیدا کارش را در این موسسه آغاز کرده) می گوید:
"ترافیک اینترنتتارنما ما این سال 300% ارتقا یافت. بازه مجال متوسطی که مخاطبان در هر ورقه سپری مینمایند بیشتر از 2 دقیقه ارتقاء یافته و ترازو احضار شدن مطالب وبلاگ ما هم حدوداً دو موازی گردیده است."
معرکه میباشد، خیر؟! شما هم چنانچه مدیریت این فرد بودید خرسند میشدید؟
خب، این موقعیت ممکن میباشد بهتر باشد. شاید هم نباشد! شاید تعداد بازدیدهای هر ساله وب سایت 10 تا بوده که الان به 40 عدد رسیده. شاید تعدادی نفر از اعضای دسته بلاگنویسی کاغذای را در وبسایت بازدید کردند، به یک گردهمایی رفتند و بعداز یک سری دقیقه مجدد برگشتند و روی برگه دیگری کلیک کردند و به همین خیال و خاطر "برهه زمانی فرصت احضار شدن صفحه ها ارتقا پیدا کرد".
برای بالا رفتن اعداد و ارقام، دلایل بسیار متعددی قادر است وجود داشته باشد.
به صورت خلاصه پیام این قصه این میباشد که اندازهگیری، به تنهایی هیچ منفعتای ندارد. زیرکانه اندازهگیری نمائید. تازمانیکه از فکرتان استعمال نکردهاید، اعداد و ارقام هیچ معنایی ندارند. تنها به قصد داده های عددی به چنگ آوردن مبادرت به تودهآوری اعداد نکنید، بلکه کاری فرمائید کهاین اعداد التفات پیدا نمایند. کوشش نمائید که هنگامی این اعداد را به رئیس یا این که مدیر خویش علامت میدهید، بتوانید به سوالاتی همچون "این عدد یعنی چه؟" یا این که "اکنون این ارقام بهتر می باشند یا این که بد؟" پاسخ دهید.
به حافظه داشته باشید کهاین شما می باشید که می بایست بها محتوای تولیدیتان را به دیگرافراد اثبات فرمائید.
هر چقدر هم با جامعۀ غرض خویش آشنا باشید، کاراییهای شما در راستای بازاریابی محتوا مدام مکان بهبود داراهستند. برخی از محتوای تولیدی شما که میپندارید بسیار دوست داستنی خواهند بود، پس از برهه زمانی کوتاهی معدود مداقه میشوند، برخی از محتواهای بیالتفات چنان رشدی مینمایند که هیچ آموزش سئو مشهد زمان انتظارش را نداشتید. این اتفاقات، درسهای مهمی برای اسکنرایترها میباشند و برای یادگیری این دروس، آغاز بایستی خاطر بگیرید که چه طور اتفاقات را فهم نمایید.
مهمترین نصیب قصه این میباشد که فعالیت شما تحت عنوان یک نسخه برداریرایتر وقتی مشقت بار میشود که مدیران شما بشرهای شکاکی باشند. خب، ساخت و ساز محتوا فعالیت جالبی میباشد، ولی کلی شغل می برد و در غایت مدیرانتان از شما میپرسند: "به ازای سرمایهای که روی ساخت و ساز محتوا نهادهایم، دقیقاً چقدر درآمد خواهیم داشت؟"
یک کدام از بخشهای حیاتی فعالیت شما این میباشد که توفیقها و ناکامیها را دنبال نمایید، توضیح دهید که بازاریابی محتوایی چه گونه به سازمانتان یاری مینماید که به اهدافش رسد و در غایت، قدرتمند باشید حاصل توفیقآمیز عمل خویش را به خیر به عده ای که پای فیشِ حقوق و دستمزدتان را امضا مینمایند، علامت دهید.
چه مواقعی را می بایست تجزیه و محاسبه کنیم؟
اولی نکتهای که بایستی به آن اشاره کنیم، به عبارتی روایت فیل در باطن اتاق بدون نور میباشد که هر فردی برداشت خودش را از آن دارااست.
اعداد و ارقام، به عبارتیقدر که آرمدهندۀ واقعیات میباشند، می توانند برای لاف بیان کردن هم به کار گیری شوند. اعداد، اعداد میباشند، خیر چیزی بیشتر و خیر چیزی کمتر! این اعداد صحیح مثل رنگهایی می باشند که برای کشیدن یک نگارگری به شغل میروند؛ در اختیار گرفتن شغل در مشت نقاش میباشد و اوست که میتواند تصمیم بگیرد چه چیزی در نگارگری وی باشد و چه چیزی نباشد.
برای پرنورخیس شدن قضیه، مثالی میزنیم. یک گردهمایی هر ساله را فکر کنید که در آن بازاریابانِ کمپانی سرگرم گزارش دهی میباشند؛ و بازاریاب محتوا (که جدیدا کارش را در این موسسه آغاز کرده) می گوید:
"ترافیک اینترنتتارنما ما این سال 300% ارتقا یافت. بازه مجال متوسطی که مخاطبان در هر ورقه سپری مینمایند بیشتر از 2 دقیقه ارتقاء یافته و ترازو احضار شدن مطالب وبلاگ ما هم حدوداً دو موازی گردیده است."
معرکه میباشد، خیر؟! شما هم چنانچه مدیریت این فرد بودید خرسند میشدید؟
خب، این موقعیت ممکن میباشد بهتر باشد. شاید هم نباشد! شاید تعداد بازدیدهای هر ساله وب سایت 10 تا بوده که الان به 40 عدد رسیده. شاید تعدادی نفر از اعضای دسته بلاگنویسی کاغذای را در وبسایت بازدید کردند، به یک گردهمایی رفتند و بعداز یک سری دقیقه مجدد برگشتند و روی برگه دیگری کلیک کردند و به همین خیال و خاطر "برهه زمانی فرصت احضار شدن صفحه ها ارتقا پیدا کرد".
برای بالا رفتن اعداد و ارقام، دلایل بسیار متعددی قادر است وجود داشته باشد.
به صورت خلاصه پیام این قصه این میباشد که اندازهگیری، به تنهایی هیچ منفعتای ندارد. زیرکانه اندازهگیری نمائید. تازمانیکه از فکرتان استعمال نکردهاید، اعداد و ارقام هیچ معنایی ندارند. تنها به قصد داده های عددی به چنگ آوردن مبادرت به تودهآوری اعداد نکنید، بلکه کاری فرمائید کهاین اعداد التفات پیدا نمایند. کوشش نمائید که هنگامی این اعداد را به رئیس یا این که مدیر خویش علامت میدهید، بتوانید به سوالاتی همچون "این عدد یعنی چه؟" یا این که "اکنون این ارقام بهتر می باشند یا این که بد؟" پاسخ دهید.
به حافظه داشته باشید کهاین شما می باشید که می بایست بها محتوای تولیدیتان را به دیگرافراد اثبات فرمائید.

نرخ کلیک (CTR)